به شعور من توهین کن
وقتی با دوستت با نامزدت با شوهرت با
دوست پسرت، توی پارک نشسته باشی و پلیس پارک بیاد بهت بگه از هم جدا بشینید باید
چی بگی؟
الف: به شعور من توهین نکن
ب: به شعور خودت توهین نکن
ج: به شعور من توهین کن حقم همینه
جواب گزینه ج می باشد.
مگه من شوهر دارم؟
نشستم تو اتوبوس مسیر شوش – امام حسین ،مشمای
تو دستم رو هی جابجا می کنم و به خودم فحش می دهم که چرا سوار این اتوبوس شده ام.
بغل دستی ام زنی است شاید سه چهارسالی از من بزرگتر و بچه به بغل. بچه ونگ می زند
و من دلم میخواهد خفه اش کنم لبخند می زنم و قیافه ام را عین دلقک ها می کنم:
-
چه
پسمل نازی!
پسمل؟ دخمل نبود آن چیزی که مد نظرم بود؟
ادامه می دهم:
-
گریه
نتن ببین من گریه نمیتنم!
پسر موردنظر اول با انگشتان کوچک اما
تیزش روی صورتم چنگ می زند. و بعد به من نگاه می کند. و بعد به مادرش که انگار روی تکرار مانده:
-
وای
ببخشید خانوم... ببخشید ... عر ... شیا
عرشیا را می زند و عرشیا جیغ می زند. از
آن جیغهایی که تمام اتوبوس برمی گردند. و دوباره برمی گردند سرجایشان. کمی که می
گذرد زن می گوید:
-
بازار
بودید؟
-
آره
-
چی
خریدید حالا؟
ای الله یا همان ایول! یک مکالمه
اتوبوسی! عاشق اینجور مکالمه ها هستم.
-
سرویسم
2 تا بشقابش شکسته بودم اومده بودم دنبالش بگردم.
دیگر توضیح نمی دهم که سرویس مال دوستم
است و خودم آنها را در روز جهاز برون شکسته ام. زن با حالت متفکرانه ای می گوید:
-
شوهرت
شکسته ؟
-
آره
آره؟ مگه من شوهر دارم؟
-
چرا؟
سر چی دعواتون شد؟
-
از
بس نامرده ... میگه بچه بی بچه ... ولی من بچه میخوام ... اونم حرصش گرفت بشقابها
رو از پشت پرت کرد بهم ... جاش رو کمرم هست ... کبود شد اینقد
کف دستهایم را می گذارم کنار هم. زن نچ
نچ می کند و می گوید:
-
22
سالمه این بچه چهارممه! اونوقت شما سر بچه دعوا می کنید؟
-
خب
من بچه می خوام
دست عرشیا را محکم می گیریم و بهم لبخند
می زنیم. عرشیا چنان به من نگاه می کند که فکر می کنم منظوری دارد. زن می گوید:
-
این
دفعه زدت برو پزشک قانونی حسابش رو میذارن کف دستش این مردها رو باید داغشون کرد.
-
دلم
نمیاد آخه دوستش دارم ...
-
دوست داری؟ عجب؟ خاک تو سرت ... شوهری که بزنه لایق
دوست داشتن نیست اینو یادت بمونه
زن همانطور من را نصحیت می کند و من گوش
می دهم. به امام حسین که رسیدیم. زن من را بغل کرد .و برایم آرزوی موفقیت در پروسه
طلاق را کرد. و من هم شماره وکیل را سیو کردم. و بعد خوشحال و شادان هرکدام به سمت
خانه هایمان و شوهرهایمان. ولی ... ولی مگه من شوهر دارم؟
گل شاداب و با طروات خواستار بیشتری دارد!
حتمن همه این تبلیغ ارشادی سیما رو دیدید. وقتی این تبلیغ رو می بینم
حالم از همه ی مسئولانی که به فکر ازدواج دختران هستند بهم میخوره.
دختر نباید درس بخونه. چون اگر بخونه توقعش میره بالا. و می مونه رو
دست مادرش( در این تبلیغ بابا وجود ندارد). حالا به نظرتون راه حل چیه؟
راه حل اینه که دانشگاهها سهمیه بندی بشه. تا دختری که درسش بهتر از
یه پسر دیگه س بمونه تو خونه ور دست مادرش.
دانشگاهها رو دخترا پر کردن، قبول. خب مگه کسی میگه پسر نباید بیاد
دانشگاه؟ کسی جلوشون رو گرفته؟ درس بخونن برن دانشگاه.
این تبلیغ جاهله. جاهلتر از دوران جاهلیت.
خاک بر سر کسی که به جای فکر تحصیل پسرها و پیدا کردن کار براشون.
میگه دخترها هم نباید درس بخونند.
پسرهایی رو دیدم که با وجود اینکه درس خونده هستند. زن عقدکردنشون رو
نمی تونن ببرن خونه خودشون. مشکل درس خوندنشونه؟ واقعا مشکل تحصیله؟ بدبخت تا چشم
باز کرده درس خونده و رفته دانشگاه... بعدشم که باید بره سربازی... بعد هم که
دنبال کار و خونه باشه... مشکل درس خوندنشه؟؟؟؟
شاید آقا پسرای گل و بلبل بگن رفتیم خواستگاری فلان دختر، گفتند دختر
ما تحصیلات داره، نمیدیمش به یه پسر تحصیل نکرده. ولی یه خورده به خودتون نگاه
کنید. ببینید چی دارید؟ منظورم خونه و ماشین نیست. منظورم خود خودتونید. وقتی
رفتید خواستگاری ادب و وقارتون رو با خودتون برده بودید؟ یا نه سر مهریه و جهیزیه
چونه میزدید؟
تا حالا هزار مورد دیدم که دختر تحصیل کرده و حتی شاغل هم بوده بعد یه
پسری که هنوز دستش تو جیب باباشه رفته خواستگاری اون دختر. خب معلومه جواب چیه نه.
دختر وقتی براش خواستگار میاد قیافه اش براش مهمه... قیافه داشتی؟ ...
حالا قیافه به درک ... اگه سوادت در حد دیپلمه، تا حالا یه کتاب خوندی؟ سعی کردی
در مورد چیزهای دیگه اطلاعات داشته باشی؟... خوب اینم به درک ... کارت چیه؟ ...
کار نداری؟ یا شایدم داری پیش بابات کار می کنی یا توی شرکتی چیزی داری تحصیلداری
می کنی؟ حقوقت 200 هزارتومنه؟ خب اینم به درک ... خونه چی ؟ میتونی اجاره کنی؟ ...
نمیتونی؟ پیش مامان و بابات؟ طبقه پایینش؟ خب باشه ... اینم به درک ... نظرت در
مورد کار کردن بیرون از خونه خانمت چیه؟ ... نباید کار کنه؟ باید بشینه خونه؟ ...
خب اینم به درک ... مهریه چقد میخوای بگیری؟ 1 سکه به نیت خدا؟ اونم عند الستطاعه؟
... خب باشه اینم به درک ... جهیزیه چی؟ مبلمان؟ ماشین ظرفشویی؟ جان چی؟ ال سی دی
100 اینچ؟ ... باشه چشم ... اینم به درک ... راستی عروسی چی؟ ... 50 نفر ما دعوت
کنیم 550 نفر شما؟ ... باشه ... اینم به درک ...
آقا اعتماد به نفس خوبه ولی نه در این حد!
حاضرم دیپلم داشته باشم ولی توی خواستگار. پول داشته باشی، خونه تو
بهترین جا داشته باشی. ماشین آخرین مدل هم داشته باشی، مهریه رو هم سال تولد
میلادی و شمسی بعلاوه هم، عندالمطالبه تقدیم کنی. جهیزیه هم نخوای. خوبه؟ راضی
هستی؟ دیپلم خوبه؟ پاشو بیا... راستی کور و کچل هم باشی عیب نداره.
راستی نمیدونستم وقتی میرم دانشگاه دارم میرم تا پژمرده بشم! مرسی از
نکته آموزشی تون!
برچسب ها:
دانشگاه ،
دورغگوهای کوچک
وقتی شرایطت رو به یه پسر میگی و اون میگه هیچی تغییر نمی کنه بین ما ... مطمئن باش که همه چی عوض میشه
پسر سر به زیر دانشگاه ما
دیروز
یکی از دوستان دانشگاهی رو دیدم خیلی خوشحال و شادان از من پرسید که نظر من در
مورد فلان پسر چیه؟
پرسیدم
چرا؟ گفت بهش پیشنهاد دوستی داده البته از نوع ازدواجی!
گفتم:
پسره خوبیه باهاش دوست شو. ادامه دادم : بهت نگفت که تا حالا تو صورت هیچ دختری به
غیر تو نگاه نکرده؟
گفت:
آره گفت. چطور؟
گفتم:
هیچی همین جوری آخه خیلی سربه زیره!
پ.ن:
به نظرم بهتره باهم باشن تا این پسره دست از سر دخترهای دانشگاه برداره حالا به
100 نفر پیشنهاد داده که دلیل نمیشه هرزه مرض باشه!
لیست طلایی ایرانسل
پیغام اومد تا 31 شهریور توی لیست میمونه. نمی دونم تا اون موقع باهم هستیم یا نه!!!
اول آخرش زنش میشه!
- چون میدونه اول آخرش زنش میشم، هیچ خواسته ی اضافه ای ازم نداره...
از مترو پیاده شدم. نفهمیدم خواسته ی اضافه یعنی چی؟
تحریم پیامک هم شد استراتژی؟
دوستم
از مشهد زنگ زد. بهم میگه حواست باشه اس ام اس رو تحریم کنی ها.
گفتم:
اس ام اس بیاد چشب ما تحریم می کنیم!
ولی
این نبود اس ام اس باعث شده هرچی به این طریق می گفتم رو مجبور شم به زبون بیارم. حالم
بهم خورد از بس گفتم me too!
بابا
ما نمی تونیم هی روزی n بار بگیم دوستت دارم دلم
برات تنگ شده! جان مادرتان پیامک ها را وصل کنید!
پ.ن:
تحریم پیامک هم شد استراتژی؟
برچسب ها:
پیامک ،
دنبالک ها: آرامش بی پیامک؟ ،
عروسی
رفته بودم عروسی ... عروس خانم می رقصید ولی آقا داماد که از قضا
فامیل خودم بود
همانطور ایستاده بود و به عروس خانم شاواش می داد. بدون هیچ گونه
حرکات موزونی. عجب رقا.ص بود عروس خانوم! آقا داماد تراول شاواش می داد
. بدجوری
یاد استریپرها افتاده بودم!
نتیجه اخلاقی: آقا پسرها در عروسیتان با عروس خانوم در رقص همراهی
کنید حتی اگر هیچ چیز بلد نیستید مگرنه مردم ناجور فکر می کنند.
تبلیغات